متن متن نوشته و اس ام اس عاشقانه

سلام به همه ی دوستای گلم،راستش بعد از حدود یک سال به وبم برگشتم،

الان هم زیاد وقت ندارم بیام به وبم سر بزنم فقط در حد اینکه بیام یه پست

بذارم و سریع برم،راستش ممکنه کسانی بیان وبم و دوست داشته باشن

 منم به اونا سر بزنم  ولی واقعیتش اصلا وقت نمیکنم و شرمندشون میشم،

از این که به وبم میاین منت بر سرم میزارین ولی واقعا وقت ندارم که بیام

 و به وب دوستام سر بزنم،اینو گفتم که اگه دوست عزیزی اومد و به وبم

 سر زد و من نتونستم بهش سر بزنم  بعدا شرمندش نشم.

 

ناراحتین که روز ولنتاین کسیُ ندارین باهاش برین بیرون؟
..
..
..
..
… ..
..
یادتون باشه یه سریا هستن
که روزپدر و مادر کسیُ ندارن بهش کادو بدن
..
..
..
..
..
..
حواستون به چیزای که دارین باشه نه چیزایی که ندارین

دختـــرک رفت ولی زیر لـــب این را میگفـــت:

 او یقینـــا پی معشـــوق خـــودش می آیـــد !!!

پســـرک ماند ولی روی لبـــش زمزمـــه بـــود:

 مطمئنـــاً کـــه پشیمـــان شـــده بر میـــگردد !!!

عشـــق قربانی مظلوم غـــرور است هنـــوز …

 


دلــــم یــــک دیــــدار غیــــر منتظــــره می خواهــــد …

 مــــن باشــــم و یــــک دنیــــا تــــو …

 


چـقــدر بـَده ازش خـبـر نـداشـتـــ ـه بـاشـــی

sms بـدی جـوابـتـو نــده

سـاعـتـهـا نـگـــرانـش بـاشــی بـعـــد

بایــه خـط دیـگـه بـهـش زنگ بـزنـی بـا دومـیــن بـوق گـوشــی رو برداره…

قــطــع کـنـــی…

اون وقـــ ـتــه کـه مــی فــهـمــی تنهـــایی…

اون وقـتــه کـه مـی فـهـمــی دیـگــه دوسـتــت نـداره

آره …

آدما از همین جاست که تنهــ ـایی رو برای همیشه انتخاب میکنن …

 

دو تا رفیق عاشق یک دختر میشن

دختره میگه من ۲ جام مشروب برای شما میارم

تو یکیش زهر ریختم….

هرکس زنده بمونه اون با من ازدواج میکنه…!

… رفیق اولی میخوره میگه: به سلامتی این که من بمیرم و رفیقم به عشقش برسه،

رفیق دومی میخوره میگه: به سلامتی این که من بمیرم و رفیقم به عشقش برسه.

بعد دختره یه پیک میخوره میگه زهر تو این بود!

میخورم به سلامتی این که رفاقت این دو رفیق به هم نخوره…

به افتخاره همه دختر پسرهای باوفا وبامرام……

 


پر از تــــــوام

به تهیدستی ام نگاه نکن

مگو هیچ نداری

ببین….

“تـــــو را دارم”

 


 

مداد به دستـــ میگیرمـــــــــــ….

صفحه سفید کاغذ..

میخواهمـــــ از تو نقاشیـــــ بکشمــــــ…..

چشمــــــ چشمــــ دو ابرو!

تا همیـنـــــ جا کافیستـــــــــ!…

مینشینمــــ سیــــــر نگاهتـــ میکنمـ…


در انتظار تـــو نیستم

در انتظار منم

که

با تــو رفت …



گاهی وقتا آدم دلش میخواد ۲ تا دستش رو بذاره ۲ طرفه صورتِ بعضیا

محکم فشار بده ! 

بعد لباش که غنچه شد ، محکم ماچش کنه

 



امسال ولنتاین به جای اینکه پولتون رو حروم کادوهای مسخره

 واسه شریک آینده مردم بکنید

 واسه مامانتون یه هدیه شیک بگیرید دستاش رو هم ببوسید.


برعکس پول هایم زندگیم گوشه دارد ، همانجا که همیشه تنها مینشینم !

میشه تنهایی بازی کرد

میشه تنهایی خندید

میشه تنهایی سفر کرد

ولی خدایی خیلی سخته تنهایی

تنهایی را تحمل کرد …!

همه در دنیا کسی را دارند برای خودشان:
خسرو و شیرین
لیلی و مجنون
ویس و رامین
پیر مرد و پیرزن
“تو” و اون
“من: و تنهایی…


چند تا چیز که دخترا دووس دارن:

– پوشیدن پیراهن مردونه ی عشقشون

-پوشیدن کت عشقشون وقتی سردشون میشه و اون کتشو

 درمیاره بهت میده که بپوشی.

– وقتی اس ام اس میزنه که سالم رسیدی؟

-وقتی که دعواشون میشه اس ام اس میده هنوز قهری؟؟

-وقتی یه پسر بد نگاشون میکنه و طرف غیرتی میشه.

-خوردن آب با لیوان طرف و تو یه بشقاب غذا خوردن

-وقتی گشنه هستن طرف واسشون لقمه می گیره و غذا میزاره تو دهنشون

-وقتی از خواب پا میشی اس ام اس داده گلم هنوز خوابی؟

– وقتی داره رانندگی میکنه و دستتونو می گیره.

-وقتی حواست نیست نگات میکنه…


کـسـی کــه واقـعـا عـاشــق شـمـاســت بـایــد…

انــدوه پــنــهــان شــده در لـبـخــنــدت …

عــشــق پــنــهــان شــده در عــصــبــانــیــتــت …

و مــعــنــای حــقــیــقــی در ســکــوتــت …

رو بــفـهـمـه…!

اگـه نــفـهــمــیــد پـــس عــاشــقــت نــیــســت…

مــطــمــئــن بـاش… ♥♥♥

یـــن روزهـــا فقــط تـــــــــورا میــخواهم

فلـــانــــی بـــــه خـودت نــــگیر

مـــــــرگ را میــــــــگویم…!!

************

درد می کشمــــ . . . درد !!!

هم تلخ است هم ارزان !!

همــــ گیراییش بالاستـــــــــــــــ !!!

هم اینکه تابلو نمی شومـــ !

************

 رفیقی که مرا به درد معتاد کرد ، نا باب نبود !

فقط نگفته بود که ماندنی نیست . . .

همـــــــــــــــــــــــــــــــین !!!


دۥنـیـاےِ دســت هــا از هــر دۥنـیــایــے بے وفــاتــر اســت…

اِمــروز دســت هــایــت را مــے گـیــرنــد

ﻗـــِﺻــﮧ ـے عـــ ـ ـادت ڪــ ﮧ ﺷــۥدے

هـمـاטּ دســت هـا را بــرایــت تـِڪــاטּ مـے دهــنـــد…!


یــِک عـَבב ســ ـ ـیگـآر בآرَم

یــِک בل غـَمگــیـטּ

وَ هـِزآر בرב بــے בرمــآטּ تــنـ ـ ــهـآیــے

بــآ تـو قــِسـمـَت کـُنــَم یـآ פֿــوבم بــکــِشـَم؟


۩ஜ♪♫♪▬▬▬▬▬●●●●●●●●●●●

مـَـטּ نمـ‗_‗ـی دانم چـ‗_‗ـرا تنهام
نمـ‗_‗ـی دانم چه کسـ‗_‗ـی بود که رفت
نمـ‗_‗ـی دانم !
اصلا مـَـטּ عاشـ‗_‗ـق شدم یا نه ؟
فقط مـ‗_‗ـی دانم
که عمـ‗_‗ـری ، درچار طاق اتاقـ‗_‗ـی فقط مـ‗_‗ـی نوشتم
ولـ‗_‗ـی یک روز که به بیروטּ رفتـ‗_‗ـم
مردم مرا یک عاشق تنهـ‗_‗ـا خواندند…

 

منتشر شده در تاریخ: ۲۰ تیر ۱۳۹۵
,