ایمیل خودتون رو وارد کنید تا هر شب جدید ترین آهنگ ها رو براتون ایمیل کنیم!

متن داستان پهلوان بی طاقت

داستان پهلوان بی طاقت :

یکی از صاحب دلان صحنه زورآزمایی را دید به هم برآمده و کف بر دماغ آورده.

گفت: این را چه حالت است؟

گفتند: فلانی دشنام دادش.

گفت: این فرومایه هزار من سنگ برمی دارد و طاقت سخنی نمی آرد.

منبع : بیتوته

منتشر شده در تاریخ: ۱۲ مهر ۱۳۹۵
,