ایمیل خودتون رو وارد کنید تا هر شب جدید ترین آهنگ ها رو براتون ایمیل کنیم!

متن داستان کوتاه قربانی کردن

داستان کوتاه قربانی کردن :

یه روز گاو پاش میشکنه دیگه نمی تونه بلند شه ، کشاورز دامپزشک میاره .

دامپزشک میگه : (( اگه تا ۳ روز گاو نتونه رو پاش وایسته گاو رو بکشید))

گوسفند اینو میشنوه و میره پیش گاو میگه: ((بلند شو بلند شو)) گاو هیچ حرکتی نمیکنه…

روز دوم باز دوباره گوسفند بدو بدو میره پیش گاو میگه: (( بلند شو بلند شو رو پات بایست ))باز گاو هر کاری میکنه نمیتونه وایسته رو پاش

روز سوم دوباره گوسفند میره میگه: ((سعی کن پاشی وگرنه امروز تموم بشه و نتونی رو پات وایسی دامپزشک گفته باید کشته شی ))گاو با هزار زور پا میشه..

صبح روزبعد کشاورز میره در طویله و میبینه گاو رو پاش وایساده از خوشحالی بر میگرده میگه: (( گاو رو پاش وایساده ! جشن میگیریم …گوسفند رو قربونی کنید…))

نتیجه اخلاقی : خودتونو نخود هر آشی نکنید !

منتشر شده در تاریخ: ۵ مرداد ۱۳۹۵
,