ایمیل خودتون رو وارد کنید تا هر شب جدید ترین آهنگ ها رو براتون ایمیل کنیم!

متن خلاصه ای از کتاب قله ها و دره ها

چگونه دوران های خوب و بد زندگی و کار را برای خود مفید و دلپذیر کنیم؟ (فلسفه قله ها و دره ها)   رویکرد قله ها و دره ها چگونگی رویارویی با دوران های خوب و بد زندگی را بیان می کند. هرچقدر شما رویکرد قله ها و دره ها را بیشتر در زندگی و کار خود مورد استفاده قرار دهید، از آرامش و موفقیت بیشتری برخوردار خواهید شد. زیرا به کارگیری این رویکرد موجب می شود تا نگاه شما به فراز و نشیب های زندگی تغییر کند و در نتیجه منطقی تر با آنها روبرو شوید. این رویکرد سه چیز را برای شما روشن می سازد: ۱-   چگونه هرچه زودتر از یک دره خارج شوید. ۲-   چگونه مدت بیشتری بر فراز قله بمانید. ۳-   چگونه در آینده قله های بیشتر و دره های کمتری داشته باشید.  اگر این رویکرد را مفید یافتید در وهله اول آن را همواره در زندگی و کار خود مورد استفاده قرار دهید، در وهله دوم، به دیگران هم توصیه کنید این رویکرد را به کار گیرند. توجه به نکته اخیر مزیت های زیر را دربر خواهد داشت: اولاً- به دیگران کمک می کنید تا با خوب و بد زندگی و کار، معقولانه روبرو شوند. ثانیاً- به خودتان کمک می کنید تا افراد منطقی و شاداب تری در اطرا فتان داشته باشید. چون زمانی که مردم اطراف شما بدانند که چگونه دوران های خوب و بد خود را درست مدیریت کنند و آنها را به دوران مفیدی تبدیل سازند، نگرانی هایشان کمتر خواهد شد و رفتار بهتری از خود بروز خواهند داد. در نتیجه زندگی کردن و کار کردن با آنها برای شما لذت بخش می شود.   شروع سخن این امری طبیعی است که هرکسی در هر کجا که هست قله ها و دره هایی در زندگی و کارش داشته باشد. منظور از قله ها و دره ها، بالا و پایین هایی است که هرکس در زندگی و کار خود احساس می کند. این دوران های خوب و بد ممکن است که دقایق، ماهها و یا بیشتر از آن ادامه یابند. قله ها و دره های زندگی شما به همان اندازه طبیعی هستند که قله ها و دره هایی که در سطح زمین می بینید. هر دو نوع فراز و نشیب ها، ضمن پراکنده بودن، وصل شده به راههای مشابهی هستند. یعنی ممکن است در جایی احساس در فراز بودن داشته باشید ودر جایی دیگر احساس پایین بودن کنید. این طبیعی است و برای هرکسی در جهان و در هر فرهنگی روی می دهد، چون این بخشی از وجود انسان است. با این توضیح، تاکید براین نکته ضروری است که قله ها و دره ها به یکدیگر پیوسته هستند. لذا اشتباه امروز شما در دوران خوب، دوران بد فردای شما را می سازد و رفتار خردمندانه شما در دوران بد امروز دوران خوب فردای شما را می سازد. کسانی که در دوران های بد از رویکرد قله ها و دره ها بهره می گیرندو به مسائل اساسی روی آورند موجب بهتر شدن اوضاع می شوند و بر موضوع هایی که در درجه اول اهمیت قرار دارند تمرکز می کنند و این باعث خواهد شد تا بتوانند بعد از آن دوران های خوب بیشتری را تجربه کنند. و برعکس، افرادی که دوران های خوب را با موفقیت اداره نمی کنند و نمی دانند که با این کار دوران ها بد آینده شان را می آفرینند، منابع بسیاری را تلف می کنند، از مسائل اساسی دور می شوند و از پرداختن به مهمترین موضوع ها چشم پوشی می کنند و این چنین است که دوباره دوران های بد را تجربه می کنند. در واقع ما بسیار بیش از آنکه فکر کنیم، دوران های خوب و بد خود را می آفرینیم. این موضوع بدان معنی است که شما نمی توانید برای همیشه رویدادهای خارجی را کنترل کنید، اما می توانید با درست اندیشیدن و انتخاب یک رویکرد صحیح، قله ها و دره های شخصی خود را به طور موثری مدیریت و کنترل کنید. براین مبنا، برای اینکه یک دره را به یک قله تبدیل کنید، لازم است یکی از این دو چیز را تغییر دهید: ۱-   چه اتفاقی دارد می افتد. ۲-   درباره آنچه که دارد اتفاق می افتد چگونه فکر می کنید. با بررسی این دو نکته، در وهله اول اگر بتوانید شرایط را تغییر دهید و آنچه را که دارد اتفاق می افتد به مسیری که می پسندید هدایت کنید، بهترین کار ممکن را انجام داده اید. اما در صورتیکه قادر نباشید در مدت کوتاهی به تغییر شرایط بپردازید، می توانید به این شیوه روی آورید که نحوه تفکر و احساس خود را نسبت به موضوع معقولانه سازید. چون، اگر درخصوص رویارویی با پدیده ها و اتفاقات از نگرش صحیحی برخوردار باشید، بطور معمول شما را به نتایج بسیار بهتری هدایت می کند. در این حالت، نگرش و رفتاری که از خود بروز می دهید می تواند سبب شود، شرایط خود را تغییر دهید و این عملی تر به نظر می رسد.   فلسفه قله ها و دره ها اگر شما بتوانید به گونه ای متفاوت به تجزیه و تحلیل رویدادها بپردازید، در این صورت مسیرهای تازه ای به هنگام روبرو شدن با پستی و بلندی های زندگی، در برابر  شما پدیدار می شوند. اگر بتوانید به هنگام بروز دوران های بد، به نکات خوبی که در این دوران ها پنهان است توجه کنید و بدرستی از این نکات بهره برداری کنید، قادر خواهید بود دره خود را به قله تبدیل سازید. بدین معنی که اگر در یک دره(دوران سخت)، هرروز بیشتر آزرده خاطر و خشمگین شوید و احساس ناآرامی کنید ولی از این شرایط چیزی نیاموزید، شرایط شما می تواند بدتر شود.اما اگر به طور حقیقی چیز با ارزشی بیاموزید، می توانید در شرایط تغییر ایجاد کنید و بهتر شوید. در واقع، در میان قله ها(دوران موفقیت) و دره ها(دوران سختی ها)، جلگه ها(مکان میان کوه و دره که انسان می تواند در آن استراحت کندو به اعمال خود بیندیشد) وجود دارند. آنها می توانند مکان مفیدی برای شما باشند که در خصوص آنچه خلاف انتظار شما دارد اتفاق می افتد و نیاز به بهبود دارد کمی درنگ کنید، بیندیشید و تصمیم بگیرید. اگر در این مکان که محل استراحت شماست، از زمان درست استفاده نکنید و تلاش کنید تا با نفی واقعیت از آن فرار کنید، استفاده مفیدی از این زمان نخواهید برد. اما اگر سعی داشته باشید در این مدت با تجزیه و تحلیل درست مسائل، راههایی برای برون رفت از این وضعیت بیابید، به راه حلهایی دست خواهید یافت که اوضاع شما را بهتر می کند. پس، یک جلگه می تواند زمانی برای استراحت، اندیشیدن و گرفتن نیروی تازه در اختیار شما قرار دهد.       وضعیت انسان در قله قله ها، دوران خوب زندگی و کار شما می باشند، اگر از این دوران های خوب، درست مراقبت کنید، قدر دان این لحظات باشید و آنها را خردمندانه مدیریت کنید، می توانید دوران های بد کمتری داشته باشید. ولی، اگر شما هنگامی که به قله صعود کرده اید، از تجهیزات لازم برای ماندن در قله برخوردار نباشید، به زودی سقوط می کنید و درد می کشید. چون همانطور که گفته شد، اگر قدردان زمان حضور در قله نباشید و فروتنی پیشه نکنید و از این لحظات برای خدمت به دیگران، سازمان و خانواده تان استفاده نبرید و دچار خود پرستی شوید، غرور بر شما چیره خواهد شد وهمین غرور موجب می شود دیگران از اطراف شما پراکنده شده و در نتیجه به ته دره سقوط کنید. زیرا، خود پرستی موجب خواهد شد تا شما واقعیت ها را درست نبینید، در مورد              موفقیت هایتان اغراق کنید و اشتباهاتتان را مورد پذیرش قرار ندهید و به طریق اولی، حقیقت در برابرتان وارونه جلوه خواهد کرد. در اینجا شما همه چیز را بهتر از آنچه به واقع هست می بینید و از کژیها و انحرافات موجود در آن غافل می شوید. در چنین شرایطی، آن گاه که بر فراز قله هستید اینگونه فکر می کنید که قله برای همیشه ماندگار است و در نیتجه تصمیماتی می گیرید که با خودرایی توام می شود و خود را بی نیاز از دیگران می بینید. در نتیجه این باعث خواهد شد تغییر شرایط را درک نکنید و لذا در اندک زمانی به ته دره سقوط خواهید کرد. اما اگر هنگامی که در قله هستید،  بتوانید”فقط خود را نبینید” و از خود رها شوید، احتمال اینکه مدت زمان طولانی تری در قله بمانید، بیشتر می شود. در این حالت، شما اگر چشمان خود را باز کنید، مشاهده خواهید کرد که رسیدن به یک قله، پایان کار نیست، چون تداوم ماندن در قله مهم است. علاوه براین، متوجه خواهید شد که هنوز قله های بالاتری از قله ای که بدان دست یافته اید وجود دارند که چشم انداز آنها بسیار زیباتر از قله موجود است. بنابراین برای آنکه مدت بیشتری در قله بمانید و بعد به قله های بالاتر صعود کنید، لازم است چشم اندازهای وسیعی فراروی تان باشد و به آن چشم اندازها باور داشته باشید و برای دستیابی به آنها تلاش کنید و البته باید در هرمرحله پیروزی، فروتن و سپاسگزار باشید. سعی کنید آنچه را که باعث صعود شما به قله شده را بیشتر انجام دهید.واقعیات مداوم را در برنامه هایتان داشته باشید، به دیگران توجه و از همکاری و نظرات آنها استفاده کنید، اگر به دستاوردی رسیدید دیگران را هم در آن شریک سازید، از منابع درست استفاده کنید و بخشی از آنها را برای زمانهای سختی و ا فول حفظ کنید، با افراد رابطه صمیمانه، خیرخواهانه و محبت آمیزی برقرار سازید، سعی کنید به دیگران بیشتر کمک کنید و خدمات شما نسبت به سازمان، خانواده و مردم(جامعه) از روی حسن نیت، احساس مسئولیت ، وظیفه و خیرخواهی باشد. اگر اینگونه رفتار کردید احتمال اینکه در قله بیشتر بمانید و به قله های بالاتری صعود کنید بسیار زیاد خواهد بود.   وضعیت انسان در دره انسان همانطور که لحظات خوب را تجربه می کند، زمانهایی را هم دارد که در سختی و تنگنا بسر می برد. همیشه در بین قله ها، دره ها هم وجود دارند و عامل تعیین کننده در کوتاه کردن مدت توقف در دره و زود رسیدن به قله بعدی، همان چگونه مدیریت کردن حضور در دره است. اگر شرایط دره باعث شود تا بطور مداوم آزرده خاطر و خشمگین باشید و در درونتان احساس ناآرامی کنید ولی به فکر چاره نیفتید و از این شرایط چیزی نیاموزید، در این صورت می تواند وضعیت بدتر هم بشود. اما اگر به طور حقیقی چیز با ارزشی از دوران سختی ها بیاموزید می توانید در شرایط تغییر ایجاد کنید و بهتر شوید. معمولاً، بسیاری از مردم یک دره عمیق را دوران محرومیت کشیدن، درد کشیدن، ناامیدی، خشم و شکست می بینند. آنها در این شرایط از آینده می ترسند و فکر می کنند دره هیچگاه به پایان نخواهد رسید. اما اگر بدرستی بیندیشند، در شرایط سخت و نا امیدی روشنایی هایی را می توانند مشاهده کنند که در انتهای این مسیر قرار دارند. آنها می توانند خوبی هایی را در این شرایط بیابند که آنها را برای رویا رو شدن با مشکلات آبدیده می کند. تنها افراد برجسته هستند که قدر آنچه را که در دره پنهان است می دانند و از آن استفاده            می کنند. برابر این موضوع، وقتی که نومیدی(شب) تمام محیط پیرامون یک شاعر روشن بین را فرا می گیرد، اینگونه می اندیشد:                                     نه ! هرگز شب را باور نکردم                                     چرا که                                                 در فراسوی دهلیزش                                     به امید دریچه ای                                                 دل بسته بودم                                                                                     “شاملو”   از این منظر، بهترین چیزی که در دره می توان بدست آورد، یقینی است که برای تصمیم گیری درخصوص آفرینش و دنبال کردن یک چشم انداز خردمندانه برای گذر از دره              می توان حاصل کرد. با این کار خردمندانه، شما می توانید چشم اندازی را که گویای قله ای باشد که می خواهید در آینده برروی آن باشید، ترسیم کنید و بدین ترتیب تلاش خود را برای رسیدن به آن قله متمرکز سازید. این چشم انداز باید طوری باشد که واقع بینانه و قابل دسترس باشد تا در باورتان بگنجد. شاید بعضی فکر کنند می توان با “آرزو کردن” ، آینده بهتری بدست آورد، اما واقعیت آن است که آرزو کردن، انسان را به سوی محلی هدایت نمی کند و همواره در این انتظار خواهد بود که”دستی از غیب برون آید و کاری بکند” وخودش برای رسیدن به آرزوهایش تلاش نخواهد کرد. اما اگر شما یک چشم انداز خردمندانه را برای خود ترسیم کنید و به دنبال عملی کردن آن از خود کوشش نشان دهید و به طور جدی آن را دنبال کنید، بزودی اشتیاق پیدا خواهید کرد که کارهایی را انجام دهید که شما را برای دسترسی به آن چشم انداز یاری  دهد و از انجام کارهایی که شما را از رسیدن به چشم انداز مورد نظر دور می کند، خودداری خواهید کرد. شما در این شرایط برای اینکه دست به عمل بزنید خودتان را تحت فشار قرار نمی دهید، بلکه اشتیاق فراوانی که جهت رسیدن به مقصد در شما پدید می آید موجب خواهد شد تا دست به کارهایی بزنید که هرگز نمی دانستید توانایی انجام آنها را دارید. اگر به طور حقیقی چشم اندازتان را دنبال کنید، بر سر خواسته هایتان بایستید و هر کاری که شما را به آنجا می رساند انجام دهید، شما به حقیقت زندگی دست خواهید یافت. دریافت حقیقت به شما کمک می کند تا بر ترس خود چیره شوید و به سوی هدفتان پیش بروید. در این حالت انرژی و اطمینان شما برای رسیدن به چشم اندازتان بسیار زیاد خواهد شد و در این راه از سختی ها نخواهید هراسید. به قول حافظ:   در ره منزل لیلی که خطرهاست به جان                                                             شرط اول قدم آن است که مجنون باشی اگر شما دوستدار حقیقت، چشم انداز و هدفتان باشید، مسیر درست پیشرفت و رسیدن به قله بلندتر را یافته اید. در این حالت ممکن است همچنانکه به قله بالاتر صعود می کنید، بر قطعه سنگ هایی از صخره پا بگذارید که شما را به عقب بر می گردانند. اما این نباید شما را نا ا مید سازد، بلکه باید هر بار دوباره صعود خود را از سر بگیرید. با این تعبیر، هرگاه شما از دره به سوی قله گذر می کنید ممکن است با دشواری هایی روبرو شوید اما وقتی به قله رسیدید حتی همان دشواری ها هم، همه چیز را برای شما شیرین تر می کند. به قول شاعر: از پی دیدار جانان، رنج ها بایست بگزیدن بس ره نارفته می باید بریدن سر تهی می باید از باد غرور و خودپسندی دا شت                                                                                                             “نیما یوشیج” بر طبق این باور، باید به این اندرز اطمینان داشت که می گوید: تو سراسیمه مباش شور این کار مخور شب سیاه آمد، اما سحری است بر در صبح ما را گذری است                                                                                                             “نیما یوشیج” اگر طبق این بینش با رویدادهای سخت روبرو شویم، تصورمان نسبت به دوران های دشوار زندگیمان که همچون شب در برابرمان جلوه خواهد کرد، دگرگون خواهد شد و در دل این شب، صبح روشن و رهایی از رنج ها و دردها را خواهیم دید. به قول شاعر:   فریادی برای رهایی است شب فریادی برای رهائیست فریادی از نومیدی، فریادی برای رسیدن به ا مید                                                                         “شاملو” بله، دردی که در دره حس می کنید، براستی شما را برای درک حقیقت(که تاکنون به آن          بی اعتنا بوده اید) و دستیابی به قله های بالاتر آماده می سازد و موجب می شود از خواب غفلت بیدار شوید. وقتی با آغوش باز حقیقت را می پذیرید، درهای امید به روی شما باز می شود و در این حالت به جای آنکه در توهم زندگی کنید، وقایع را به طور واقعی خواهید دید. و این چنین از پرتو روشنایی حاصل از درک حقیقت، بنیادی نیرومند از عزمی پایدار برای دستیابی به آینده بهتر پی ریزی خواهد شد. وقتی که شما چشم انداز خردمندانه خود را بر پایه نور حقیقت و درک درست واقعیات ترسیم می کنید و برای رسیدن به آن، سعی و تلاش از خود نشان می دهید، به راه حلهای شگفت آوری دست می یابید که موجب می شود تا به هدف خود برسید. دنبال کردن چشم انداز خردمندانه تان مانند نگاه کردن به یک نقشه است و آن یک راه عملی است که به شما کمک می کند تا به جایی که می خواهید بروید. چشم اندازی که در پرتو حقیقت برای رسیدن به قله می آفرینید، نه تنها باعث می شود ترسی که سبب ناتوانی شما است از بین برود، بلکه نیرو و راهی روشن برای پیشرفت نیز در اختیار شما می گذارد. اگر به طور مصمم چشم انداز خردمندانه تان را دنبال کنید، قله ای خواهید آفرید که بر فراز آن آرامتر و پیروزمندانه تر قرار خواهید گرفت. شما وقتی براساس حقیقت زندگی کنید و بر فراز قله ای قرار گیرید، یک حس آزادی در خود خواهید یافت که تا آن زمان هرگز آن را تجربه نکرده اید. به مفهوم دیگر، احساس آزادی ازدرک ضرورت ها حاصل می شود. هرگاه انسان             ضرورت های مستتر در شرایط زیستی را درک کرد درآن صورت زندگی خود را بر مبنای این ضرورت ها شکل خواهد داد. اگر او بداند که بعد از روز، شب می آید و بعد از شب، روز فرا می رسد، اگر بپذیرد که در کنار قله ها، دره هایی هم وجود دارد و اگر از قوانین جاری در حیات طبیعی و انسانی آگاه باشد، آنگاه دیگر خود را در چارچوب ضرورت های زندگی ، فرد دربندی نخواهد دید که امکان آزادی برای وی وجود ندارد، بلکه اصولاً در چارچوب این ضرورت ها زیستن برای وی عین آزادی می باشد.                                                من از آن روز که در بند توأم آزادم                                                                                                             “سعدی” این بسیار شگفت انگیز است . وقتی شما از یک منظر بالاتر به رویدادها نگاه می کنید بسیار بیشتر، وسیع تر و عمیق تر می توانید آنها را ببینید. و این یک نکته کلیدی است. پس در هرزمان که شما در یک دره هستید سعی کنید از منظر بالا به مسائل و رویدادها نگاه کنید، آنگاه شما آن چیزهایی را خواهید دید که ممکن است اگر بر فراز قله بودید، می توانستید آنها را ببینید. از این منظر، دردهایی که شما در دره متحمل می شوید، امکان کشف مسائلی را برایتان فراهم می سازد که کمک تان می کند نه تنها در دره بعدی، درد را کمتر احساس  کنید، بلکه به سودمندی این دردها نیز پی ببرید. وقتی شما راه را  بیابید، زمان در دره بودن برایتان زیاد دردناک نخواهد بود. از این نگاه، حضور شما در دره فرصتی برایتان فراهم خواهد کرد که رشد و توسعه بیابید و خلاقیت شما برای آفرینش چیزهای بهتر برانگیخته شود. در نتیجه، لازم است به جای گریز از واقعیات دره، سعی کنید از شرایط موجود در دره بیاموزید و آنها را پلی سازید تا بر فرازشان فروتنی را تمرین کنید، از دوستان و خانواده خود بیاموزید و برای یادگیری مادام ا لعمر خود را آماه سازید. اگر قرار باشد فلسفه قله ها و دره ها در یک جمله خلاصه شود، می توان گفت: “هدف از     قله ها، جشن گرفتن و ستایش زندگی و هدف از دره ها، یادگیری درباره زندگی است.” پس، از تجربه کردن قله ها و دره ها نهراسیم، چون ترس است که ما را در قفس نگاه         می دارد و مانع از آزاد اندیشیدن ما می شود. با کنار گذاشتن ترس و خارج شدن از پیله خود، می توان به راستی دره را به قله تبدیل کرد و با دوری از غرور و خودپسندی به هنگام موفقیت، می توان حضورخوددر قله را طولانی تر ساخت و حتی به قله های بالاتر صعود کرد. افرادی که می خواهند به فلسفه قله ها و دره ها پایبند شوند، در واقع قصد دارند در تغییرات وسیعی که در حال رخ دادن در دنیاست نقشی فراخور حال خود برعهده بگیرند. هرچند ممکن است این نقش کوچک باشد، اما چون در مسیر درست قرار دارد، قابل توجه می باشد. چنین افرادی، فروتن، قدردان و دیگر دوست هستند و به هنگام کار، با ارائه خدمات هرچه بیشتر و موثرتر به سازمان، مشتریان و همکاران و در زندگی اجتماعی و خانوادگی با ارائه همکاری، محبت، دانش و تجربه خود به دیگران، مفید بودن و شادابی را در زندگی حس خواهند کرد. نتیجه گیری زندگی انسان، سراسر یک سفر است، پر از قله ها، دره ها و جلگه ها. حال که از فلسفه قله ها و دره ها آگاه شدید، دانستن آن به تنهایی کافی نیست. اینکه آن را در سرتان نگه دارید و درباره آن سخن بگویید، مشکلی را حل نمی کند، بلکه به طریق اولی لازم است شما با این فلسفه زندگی کنید و آن را به کار ببندید. هرچه بیشتر آن را انجام دهید و تمرین کنید، بیشتر می آموزید و رشد خواهید کرد. همچنین، از نظر فکری و رفتاری هم آرام تر و صبورتر می شوید و در زندگی و کار نیز موفقیت را بیشتر تجربه خواهید کرد.آنچه فلسفه قله ها و دره ها به شما می آموزد این است که دورانهای خوب و بد زندگی، هردو هدیه های حقیقی هستند که زندگی در این دنیا به ما بخشیده است که اگر آنها را خوب مدیریت کنیم، هرکدام دارای ارزش ویژه خود هستند. ما باید درک کنیم که با گذر از این فراز و فرودهاست که پخته و آبدیده می شویم و به حقیقت زندگی پی می بریم و آن را درک می کنیم. پس باید بکوشیم در شرایط خوب و بد زندگی و کار از پیله خودخواهی و خودپرستی خارج شویم وهدایایی را که در این شرایط نهفته است جستجو کنیم که این جستجو ما را به جایگاهی تازه و بهتر هدایت می کند. در این فلسفه، اعتبار واقعی از آن کسی است که این رویکرد را می آموزد و آن را بکار         می گیرد. برای چنین شخصی،”کجا زندگی کردن” مهم نیست، بلکه “چگونه زندگی کردن” مهم است. این فلسفه، یک راه نگاه کردن به پدیده ها و انجام دادن فعالیت هایی است که شما را در دورانهای خوب و بد آرام تر و موفق تر می کند. بعلاوه، یک رویکرد موثر است برای مدیریت بهتر دورانهای خوب و بد زندگی و کار. درنهایت بدانیم، قله ها و دره ها به هم پیوسته اند، خردمندانه این است که دردره امروز خود، قله فردایمان را بیافرینیم و به هنگامی که توانستیم به قله صعود کنیم با استفاده از این فلسفه مدت حضورمان را در قله طولانی تر سازیم.

منتشر شده در تاریخ: ۲۰ تیر ۱۳۹۵
,