ایمیل خودتون رو وارد کنید تا هر شب جدید ترین آهنگ ها رو براتون ایمیل کنیم!

متن تصاویری از متن نوشته های مادرانه

هیچوقت به دستانم تا این حد دقت نکرده بودم
ناخنهایم یک خط در میان شکسته بودند و با لجبار همه را یکدست کوتاه کرده بودم دستانی که در اثر تابش آفتاب سیاه تر شده بود
و در اثر کار خانه کمی ضمخت
وقتی بهم رسیدیم دستان هم را به رسم دوستی فشردیم کنار هم در ماشین نشستیم کمی صحبت وبعد باز داستان دستان من
دستانم را لمس کرد و گفت انگشتاشو
خندیدم و گفتم مثل گردو فروشا سیاه شده
گفت مثل دستان زحمتکش یک مادر

44 1 11 111 1111 11111 2 22 222 2222 3 33 3333 333 3333333333 44444444 444

منتشر شده در تاریخ: ۲۰ تیر ۱۳۹۵
,